تبليغاتX
ایستگاه آخر ... بهشت

                              شهیدسیدمجتبی نواب صفوی             

شـهيد نواب در عزاداري امام حسين (ع) و در هنگام خواندن دعا عجيب گريه مي‌كرد. تعلــق فوق‌العاده‌اي هم به عـزاداري سيدالشــهدا (ع) داشت. در زمان مصـدق وقتي براي ايشان قر ار تعقيـب صادر شد، ايـام محرم بود.در اوج بگـير و ببند براي دستگيري ايشان، به هــمراه او به جايي مي‌رفتيم كه ناگـهان ديديم آقا نيست. از آن طرف متوجه شديم دسته عزاداري و سينه زني شور خاصي پيدا كرده، نگاه كرديم ديـديم شــهيد نواب رفته وسـط سينه‌زنها و شــور گرفته و ســينه مي‌زند. ما با اضــطراب مراقب ايشان بوديم كه مبادا گــــرفتار مامورين دولتي شويم. شهيد نواب يك پيراهن مشكي از كسي گرفته بود و وسط دسـته با شور و هيـجان سينه مي‌زد.                                                 ( نقل از ابوالقاسم دولابي )

قسمتي از وصيتامه شهید   

 آه برادران، من ديدم و ديده هر عاقلي مي‌بيند كه محبت خدا از هر محبتي شيرينتر و اطاعت فرمانش از اطاعت شيطان و شهوت نفس، گرامي‌تر و پرهيز از عذاب آينده جاويدي كه انبياء براي بدكاران وعده كرده‌اند از پرهيز از معصيت‌هاي زودگذر دنيا عاقلانه‌تر و اميد به رحمت و نعمت لذت حتمي و بي‌آرام بهشت از اميد به لذت فاني و خيالي و احتمالي دنيا پابرجاتر و استوارتر مي‌باشد.فراموش نكنيد كه راه راست از هر كجا كج شد،بيراهه و به سوي هلاك است وپس از پيغمبر راه از خانه اوصيا اوعلي و پانزده فرزند عزيزش تا امام زمان (عج) بوده كه زنده و غايب است و خدا زمين را بوسيله او پر از عدل و داد مي‌كند. انشاالله. به ياري خداوند توانا .       تهران - برادر شما سيد مجتبي نواب صفوي

نوشته شده توسط پلارک  | لینک ثابت |